1 تصویر

درباره این فایل

براي جنگيدن آمده ام ... نه براي صلح... نه از آنهائي كه تفنگ به دست مي گيرند و مي زنند ومي تازند... نه از آنهايي كه با چاقو و دشنه و ساطور پاره مي كنند و مي درند...

من آمده ام با خود بجنگم.. با خود نا صلاحم... آمده ام در اين كارخانه آدم سازي .. زمين ...ساخته شوم .. چه مي داني من كيستم... پرم .. لبريزم از صداي كساني كه با و بي من ... ندا مي دهند .. تو هيچي ....

لبريزم از درد ولي مي خندم ...چون بايد ساخته شوم در اين سياره .. سياره خاك....

لبريزم از آه ولي داد مي كشم و فريادي از شادي ...طنين مي اندازم در دل آنهايي كه نمي دانند .. درون پر تلاطم من درياييست از غم... اندوه...

و من ..تو چه مي داني من كيستم.... آمده ام براي جنگ ... جنگ با خود... خودي پر از هرزه هاي سياه تمكين و خيانت...شهوت و خودپرستي... كينه و نفرت ... غرور و سياهي ... جهالت و افراطگري ...

تنها اوست كه مي داند براي من هيچ اكسيري سازنده نخواهد بود مگر گرماي عشق .... گرماي عشق مرا كرد آدم....

و اينك من آرام... آرامشي در بر زمينم كه آهي را در وجود خود بلعيده ولي مي خندم ..

مي خندم تا بخندانم... مي خندم تا شاد باشند به جاي من... همانها كه نمي دانند من كيستم...




بازخورد کاربر

Recommended Comments

هیچ دیدگاهی برای نمایش وجود دارد.

مهمان
شما به عنوان کاربر مهمان در حال حاضر دیدگاه ارسال می کنید. اگر دارای حساب کاربری در سایت هستید لطفا وارد حساب کاربری خود شوید.
افزودن دیدگاه ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  حداکثر استفاده از ۷۵ شکلک مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   You cannot paste images directly. Upload or insert images from URL.

در حال بارگذاری