admin

مدير كل انجمن
  • تعداد ارسال ها

    4,474
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    247

فایل ارسال شده توسط admin

  1. رمان استاد دوست داشتنی به قلم فاطمه تاجیک


    "سرنوشت بامن چه کرد؟



    مگه من درحقش چیکارکرده بودم ؟



    مگه تاحالا بهش بدی کردم؟



    مگه تاحالا دورش زده بودم؟



    من که تاالان مطابق با میل اون زندگی کردم پس چرا هرچی بیشترپیش میرم بیشترتومنجلاب زندگیم غرق میشم؟



    چرا هرچی بیشتردست وپا میزنم نمیتونم خودموازتوش دربیارم؟



    واااای خدادارم دیوونه میشم ،دارم تموم میشم،دارم ذره ذره آب میشم،پس توکجایی ؟



    مگه نگفتی هرچی ازم بخواین بهتون میدم ؟مگه نگفته بودی خواسته ها ونیازهامون روبه توبگیم ؟



    پس چرا من هرچی ازتومیخوام برعکسش روبهم میدی چرا خدا ؟مگه من چی ازت خواسته بودم جزاینکه ....."



    داستان درمورد یه دختره که اسمش یاسمینه .مادرش رودوسال پیش ازدست میده وحالا خودشه وبابایی که بعدازفوت مادرش اوضاع قلبش اساسی خرابه ویه خواهربزرگتر که اسمش یگانه است وازدواج کرده .خودش وتنهاییش خودشه وغم ازدست دادن همدمش سنگ صبورش مادرش...



    یاسمین تاالان توزندگیش مشکل داشته ولی باوجودمادرش اون مشکلا چیزی نبودن ک. ولی ازوقتی مادرش رفته اون دنیا حتی کوچیک ترین مشکل براش بزرگترین مشکله .چون مادرش همیشه حامیش بوددلگرمیش بود همه چیزش بود .بااین وجود پدرش هم واسش کم نمیزاره خواهرش هم همینطور.ولی بازم بااینکه یاسمین خیلی دوسشون داره بازم نمیتونه بااونا جای خالیه مادرش روپرکنه.


    این یاسمین خانوم الان بیست ویک سالشه وولی بااین سن کم کلی خط قرمز داره واسه خودش مثلا اینکه زیادباپسرا گرم نگیره چون کولا ازجنس مخالف خوشش نمیاد یااینکه هیچ وقت عاشقشون نشه چون قبلا از یکی شون ضربه خورده وهمین ضربه باعث تکونی به کل زندگیش میشه .همین ضربه باعث

    میشه یاسمین ازاین روبه اون روبشه یاسمینی که پربودازحس لطافت ودلسوزی حالا شده یه دختر الکی خوش وحتی بیخیال دختری شده که دلش رو توبیست ویک سالگی کرده مثل یه دل سی ساله .وفقط وفقط به خاطر اینکه ازیکی ک فکرمیکرده دوسش داره ضربه خورده.اینکه میگم بیخیال والکی خوش نه اینکه هیچی واسش مهم نباشه ها نه یعنی اینکه همه چیومیریزه توخودش وفقط به خاطر اوضاع بدپدرش ونگرانی های خواهرش شده یه دختر مثلا شادوسرخوش که جلوی همه حتی غریبه هام خودشودختری شیطون نشون میده تاحتی غریبه هام متوجه غرورازدست رفته وترک های قلبش نشن.اون همه ی غماش روریخته تودلش وفقط وفقط توتنهاییشه ک میتونه یکمی فقط یکمی باگریه خودش روتخلیه کنه.یاسمین غماش روبه هیشکی نگفته حتی باصمیمی ترین دوستاش .



    سرنوشت بااین دخترکاری میکنه که یه تکون دوباره به زندگیش میخوره که حتی ازضربه اولم واسش سخت تره چون اینبار...


    1,729 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  2. رمان از گروگان گیری تا عشق به قلم فاطمه تاجیک


    خلاصه از زبان نویسنده


     

    این رمان برگرفته از زندگی دختر شادو شنگولی هستش که تو یه خونواده ی سه نفری زندگی میکنه فرزند



    اول و آخر خانوادشه و دختر یکی یدونه ی مامان باباش.



    توی این رمان بنا به دلایلی که بعدا خودتون می فهمید از یه نفری متنفر میشه و عاشق یه نفر دیگه میشه



    ولی ازهیچ کدوم هیچ خیری نمیبینه ومیفهمه عاشق کسی هستش که زندگیش روتغیرداده.



    اسم این دختر شیطون قصه رهاست ،که تو هر شرایطی شاد و خنده از صورتش محو نمیشه اگر چه توی



    دلش غم هایی هم هست ولی اون خیلی تو دار و همه ی



    مشکلاتو و ناراحتی ها رو تو خودش میریزه .



    خوب دوستای گلم امیدوارم از رمانم خوشتون بیادمن اولین رمانیه که دارم مینویسم پس اگه اشکالی توش



    دیدید به بزرگیه خودتون ببخشید . ممنون


     
     

    قسمتی از متن


     
     

    -مامان ،مامانی ، مامـــــــــــان ،مامان هــــــــــوی. کجایی پس تو، مامان...



    اه پس چرا جواب نمیده. از اتاقم اومدم بیرون و از پله ها اومدم پایین.حتما توآشپز خونه داره غذا



    میپزه دیگه.قبل اینکه برم تو آشپز خونه گفتم بزار بترسونمش یه قدم رفتم عقب و پشت دیوار قرار



    گرفتم همین که میخواستم بپرم



    تو آشپزخونه یه دفعه قیافه خودمو تو آینه دیدم ،یواشکی بدون اینکه مامانم بفهم خندیدم خدایی خنده



    هم داشت موهای بلندم همه چسبیده بود به هم و به طور خیلی بی تربیتی پخش شده بود روکلم،چتری



    هامم به طور فجیهی ریخته بود رو پیشونیم ابروهام هم برعکس مسیرشون قرار گرفته بود تقریبا شده



    بودم یکی شبیه خواهر جنی .خخخ



    هیچی دیگه داشتم میگفتم ، یه قدم رفتم عقب یهو پریدم تو آشپز خونه



    -پــــــــــــــــــــــــــــــــــــخ



    ولی بِخُشکی شانس پام گیر کرد لبه ی اُپن ویه (مَلق/مَلغ ) حسابی زدم . احساس کردم کاسه سرم داره



    کنده میشه،بعله موهام گیر کرده بود زیر پام نمیتونستم جُم بخورم.



    -آخ آخ مامان ،مامان تو روخدا بیا درم بیار .مامان جون عمه ی خدا بیامرز بابام با نجاتم بده الان



    دُردانه دخترت تلف میشه ها .(اوهوع دُردانه دختر چ خودمم تحویل میگیرما )



    -مامان چیز خوردم دیگه نمیترسونمت بیا دیگه،مامان...



    نه ظاهرا نمیاد کمک فک کنم الان دست به کمر ایستاده یه کفگیر هم دستشه داره به ریش



    نداشته من میخنده. خلاصه به هر بدبختی بود خودمو از اون فلاکت در آوردم ،وایستادم تابه مامانم



    بگم چرا به دادم نرسید ولی تاسر بالاکردم دیدم اصلا کسی تو آشپز خونه نیست . وا مامانم کو ؟!



    -مامان کوشی پ، مامان کجـــــــــایی؟ وای خاک بر سرم شد نکنه مامانم حالش بد شده باشه .



    سریع از آشپز خونه زدم بیرون و پله ها رو دو تایکی رفتم بالا.در اتاقشونویهو بازکردم



    .



    .



    .



    آخـــــــــــــــــــی نیگا چ شکلی خوابیدن .هــــــــین این چه وضعیه چرا این شکلی خوابیدن ؟



    (تقریبا تو حالت های بی تربیت مثبت 18 بودن)



    مامانم توبلغل بابام خواب بودتازه یه لباسی هم پوشیده بود که اگه نمیپوشید سنگین تر بود .



    بابام هم وااااااااااااااای ،بابامو نگو اصلا بلیز تنش نبود تازه به جای شلوارم یه شلوارک کوتاه پاش



    بود . بی تربیتا خجالت هم نمیکشن،خو نمیگن یه دختر مجردِ سر به راه و سر به زیر(الکی مثلا من



    خعیلی بچه مثبتم) تو خونه هست که میان اینجوری میخوابن ،حالا این هیچی این لباساشونو از کجا



    آوردن که من تا حالا ندیده بودمشون هـــــان؟؟؟



    اَی آدم زرنگ پس اون روزایی که منو دک میکردین به یه بهانه ای میرفتین بیرون میرفتین از این



    لباس بی تربیتی ها میخریدین آآآآآآآآرره ؟



    تو این افکار بودم وداشتم تودلم حسابی از خجالتشون در میومدم که دست بابام که توی موهای مامانم



    بود تکون خوردهیچی دیگه سریع زدم بیرون .ایش واقعا که خجالت هم نمی کشن تو خونه کارای



    مثبت هیژدهی میکنن.اونوقت دوروز دیگه میشینن به هم میگن دختر فلانی رو دیدی دهنش بو شیر



    میده رفته شوهر کرده ،خویکی هم نی بهشون بگه آخه مادر من حتما اون دختر که دهنش بو شیر



    میده حتما چارتا کار مثبت 18 ازننه باباش دیده دیگه والا خوب. خجالتم خوب چیزیه واقعااااکه...



    خوچیه من فوضول نیستما فقط یکم کنجکاوم فقط یکمااااا.



    از اون روزی که مامانو بابامو تو حالت های مثبت 18 دیده بودم دو روزی میگذره .



    نمیدونین که بزار براتون تعریف کنم بخندینا. بعد این که از اتاق اومدم بیرون و داشتم میخندیدم رفتم



    سماور رو دادم بالا تازود جوش بیاد خوب بالاخره مامانم باید تقویت بشه دیگه کم کاری نکرد که



    تادیر وقت سرش شلوغ بوده خو، دوباره خندیدم .



    رفتم سمت یخچال تا میزو بچینم ، کره رو گذاشتم توی یه بشقاب گذاشتم رو میز مربا رو هم به



    همراه عسل در آوردم ریختم توی یه کاسه .پنیر رو هم درآوردم یه خورده گذاشتم تو بشقاب و گذاشتم



    روی میز چشمم خورد به گردو که مغز شده و آماده تو قفسه بود اونو هم گذاشتم تو کاسه وگذاشتم



    رو میز .چنتا قاشق مربا خوری،چاقو و شکرو قند رو هم گذاشتم و بالاخره بعد از مدت ها



    تلاش و تکاپو چند قدم رفتم عقب تاببینم میز چیزی کم و کسر داره یا نه ...



    واااااااااااااااااااو خدای من ببین چه کردم ،خوب بالاخره باید انرژی از دست رفته ننه بابام برگرده یا



    نه؟؟؟؟ خوبه حالا تا مامان بابام بیان آشپز خونه پس بیافتن خوب تاحالا از بچشون ندیدن دیگه...



    پشتم به در ورودی آشپز خونه بود می خواستم برم مامانم اینا رو بیدار کنم فکر خودشون نیستن فکر



    من که باید باشن.



    همین که برگشتم دیدم مامان بابام پشت سرم دارن هی فرت و فرت یه نگا به من میکنن یه نگا به میز



    آخی بچه هام، گفتم بیان تو آشپز خونه تلف میشنا.



    -سلام صب بخیر چ عجب بالاخره از هم دل کندین یادتون افتاد یه بچه هم دارین بابا خوب خسته



    نشدین از دیشب تاحالاتو بغ...بغ ..آخ گفتم بغبغو یاد یاکریم تو حیات افتادم جدیدا لونه گذاشته بالای



    درخت برم یه سری بزنم بهش ببینم در چ حاله .



    تا اون موقع مامان بابام داشتن به حالت مشکوک و تعجب نیگام میکردم خواستم جو عوض بشه تا گند



    من هم یه خورده بخوابه خواستم از وسط مامان بابام رد شم تا برم به اون یاکریم الکی توحیاط سر



    بزنم ببینم مرده یا زنده ولی تا از بلغل بابام رد شدم سریع بازوم رو گرفت و رو به مامانم گفت:ببینم



    زهرا خانم ماتو حیاط یاکریم داریم ؟!



    اوه اوه فک کنم حسابی گند زدم .



    مامانم گفت:نمیدونم والا محمد آقا من که تاحالا یاکریم ندیدم.



    ایــــش حالا ببین چ خانم آقایی ام راه انداختنا توذهنم هردوتاابروهامو دادم بالا وبا حالت شیطونی گفتم



    خوبه هر کی ندونه من یکی خوب میدونم شما دیشب تو چه اوضاعی بودینا.



    -خوب حتما شما ندیدین بابا تازه اومده اینجا خودم دیروز بهش نون دادم اصلا بیاین خودم نشونتون



    بدم...



    هیـــــــن خاک بر سر یاکریم الکیم کنن دوباره سوتی دادم تو دلم خداخدا میکردن قبول نکنن والا خدا


    میدونه یاکریم از کجام باید در بیارم نشونشون بدم...

    1,485 دریافت

    1 دیدگاه

    ارسال

  3. ترانه ی شاد امشب

    از حامد پهلان

    1 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  4. ترانه ی شاد گرفتار

    از ارسلان محمودی

    1 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  5. رمان باران عشق به قلم ز تیموری

    داستان دختریه از جنس غرور , خودخواه , اما حساس...یه روز جدی و یه روز شوخ...یه روز آروم و یه روز شیطون...
    نفس تمام تلاشش رو میکنه و دانشگاه قبول میشه ...
    اما در دوران دانشگاه اتفاقات زیادی در اطرافش رخ میده که باعث میشه نفس با بازی های روزگار آشنا بشه...
    تو یه روز بارونی حرف هایی رو میشنوه که زندگیش رو عوض میکنه ...
    من آدمهای ساده را بی هیچ دلیلی دوست دارم،
    ادمهایی که خودشان هستند....
    و نقش بازی نمی کنند،
    "سادگی"
    شیک ترین ژست دنیاست..!!!!!!
     
     
     
     
     
     
    قسمتی از متن رمان :
     
     
     
     
    -نفس ...نفس ...صبر کن ...یه لحظه وایسا کارت دارم ...

    باور کن من نمیخواستم اینجوری بشه آخه چرا ناراحت میشی ...

    بی توجه بهش پله هارو دو تا یکی پایین می اومدم ..ازدستش خیلی ناراحت بودم ...از پشت بهم رسید مقنعه ام رو گرفت ...مگه با تو نیستم...

    -بیتا خواهش میکنم برو کنا اصلا از توقع نداشتم ..این چه کاری بود تو کردی حالا درست من کلاس رو دیر تموم کردم حتما نشد زودتر تمومش کنم... چقدر گفتم بچه ها درسشون عقبه مجبورم یه ربع بیشتر بمونم بعد تو اومدی چکار کردی؟؟

    عین چی , بدون اجازه وارد کلاس شدی ...

    بعد تازه خوبه خودت میدونی من از موش میترسم ..اومدی کنار بچه ها منو ما با اون موش ژله ای مسخرت میترسونی ..

    واقعا که , از تو توقع نداشتم ...

    آبروم پیش سرمدی رفت ...

    رسیده بودیم به در آموزشگاه ومنم باصدای بلند داشتم حرف میزدم ....

    چند نفرکه از کنارمون رد شدن با تعجب نگاهمون میکردن....

    -بیتا با صدای ی آروم گفت : باشه باشه فهمیدم اشتباه کردم ...صداش رو بچگونه کرد گفت :غلط کردم ...

    -حالا فکر میکنم درموردش ...تو ام نمیخواد خودت شبیه گربه ی شرک کنی ...

    -زهر مار خودت که بیشتر شبیه اونی ...بهت رو میدم پرو میشی ها..

    -حالا بیا بریم که خیلی دیره ...الان که برسم مامان پوست کله ام رو میکنه ...

    دو تایی باهم را افتادیم سوار تاکسی شدیم ...من و بیتا از سوم راهنمایی با هم دوست بودیم ....فاصله های خونمون هم دوتا کوچه بیشتر نبود ...بخاط همین هم هر جا که میرفتیم با هم بودیم ..

    در خونه رو با کلید باز کردم رفتم داخل ...

    -سلام سلام ...اهل خونه کجایید ..نفس خانوم گلتون تشریف آوردن (بابا تو رو خدا یکم خودت رو تحویل بگیر)

    بابا اومد به سمت ورودی و گفت :

    -سلام دختر بابا ...بیا که شام منتظرته ...

    -لباسام رو عوض کنم زودی میام ...

    -پس بدو تا غذا از دهن نیفتاده ...

    -چشم...

    69 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  6. رمان رویای بلند به قلم مهسا صفری کاربر انجمن

    257 صفحه
     
    قسمتی از رمان
     
     
     
    ***فصل اول***
     
     
     
    صبح ساعت هفت ازخواب بیدار شدم ودویدم ورفتم دست وصورتم روشستم اووف حالا فقط چهار ساعت طول می کشه تا موهام روشونه بزنم سریع رفتم شونه رو از روی دراور برداشتم وشروع کردم به شونه زدن موهای بلندم موهام خیلی بلند بود ازبچگی موهم روکوتاه نکرده بودم هنوز وسطای موهام بودم که یکی بامشت کوبیدم توی سرم وگفتم : خاک برسرت گیسی ساعت شد 7:30 ازشونه کردن ادامه موهام منصرف شدم ودویدم رفتم پایین پیش مامان وصدا زدم: مااامااان ...مامان کجایی؟
    -جانم گیسیا جان توآشپزخونه ام .
    پله هاو سریع پایین دویدم وگفتم :وای مامان ساعت شد7:30من حاضر نشدم بابا کجاس امروز باید من رو برسونه مدرسه حسابی دیرم شده مامان موهام رو بباف..
    بعدهمون طورکه نشستم روی صندلی شونه رودادم به مامان. مامان شونه روازم گرفت وگفت: سلام عزیزم صبحت بخیر.. شب خوب خوابیدی؟
    -ببخشید سلام .آره خوب بود .
    -ازاین اخلاقا نداشتیم ها گیسیا خانوم ..
    -آخه دیرم شده ...
    مامان چیزی نگفت وادامه موهام روبافت من هم داشتم تند تند صبحونه ام رو می خوردم چند دقیقه بعد مامان گفت: اگه صبحونه ات روخوردی پاشو حضرشو تابابا برسونتت . .
    باتعجب پرسیدم :تموم شد؟
    - بله
    باخوشحالی یه چرخ دورخودم زدم تا موهام دور خودم بچرخه وبعد هم ذوق کردم ورفتم تاحاضر بشم .
    سریع لباس هام روپوشیدم ورفتم جلوی آینه وقیاافه مغرورم روتوش نگاه کردم ..همه بهم میگن خیییلی مغرور وخشکم ولی بنظر خودم اصلا این طور نیست بالاخره هرکس همه چیزش غرورشه دیگه باید مواظبش باشه .
    قیافه ژولیده ام روتو آینه نگاه کردم موهام از بالا محکم بستم ومقنه ام روپوشیدم ورفتم پایین طبق معمول مامان وبابا داشتند درباره کاروسفرشون باهم حرف می زدند آخه قراره یه سفرکاری به تایلند داشته باشند ومن هم قراره باهاشون برم واسه این سفر روزشماری می کردم ودوست داشتم زودتر برم .
    ازمامان خداحافظی کردم و با بابا راهی مدرسه شدم .
    ازماشین که پیاده شدم توی حیاط پرنیا رودیدم پرنیا بهتدین دوستمه از پنچ سالگی باهم بزرگ شدیم میشه گفت واسه هم مثل دوتاخواهریم .
    رفتم پیش پرنیا ومحکم همدیگه روبغل کردیم وطبق عادتمون رفتیم ته کلاس ومشغول حرف زدن شدیم .
    گیسیا: خب بگو ببینم سفرخوش گذشت؟
    پرنیا: نه بابا .چه خوشیی؟ واسه تفریح که نرفته بودیم مامان بزرگم مریض بود رفتیم پیشش
    -واااا پس پرستارش چی؟ دایی فرهادتم که نزدیکه بهش اون چرا نرفت؟
    -پرستارش که مرخصی بود دایی فرهاد هم رفته بود سراغ حامد (پسردایی پرنیا).
    پرسیدم: مگه حامد کجارفته ؟

    117 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  7. ترانه فوق العاده شاد ترش رو از علي زند وكيلي - كاري از گروه داركوب

    آهنگساز : گروه دارکوب ، ترانه‌سرا : داوود غلامی ، تنظیم‌کننده : گروه دارکوب متن آهنگ ترش روکاری از گروه دارکوب Lyrics Music TorshRoo Daarkoob
     




    ♫♫♫



    روز اول که میخندیدی
    دلوم ِ ز شاخه میچیدی
    میون ِ لشکری از خوبا
    کسی‌ غیر مو نمی‌‌دیدی
    روز اول که میخندیدی
    دلوم ِ ز شاخه میچیدی
    میون ِ لشکری از خوبا
    کسی‌ غیر مو نمیدیدی



    دلوم رنجوره رفیقُم یارُم
    شُدُم حیرونت اِقد نیازارُم
    دلوم رنجوره رفیقُم یارُم
    شُدُم حیرونت اِقد نیازارُم



    ♫♫♫



    ولی‌ امروز دلت سنگینه
    پای حرف مو نمی‌‌شینه
    دل ِ سنگ ِ تُرش روی تو
    پَر پَره دلوم نمی‌بینه
    حواسُم پرته چشاته یارُم
    زلال ِ چشمات کرده گرفتارُم
    حواسُم پرته چشاته یارُم
    زلال ِ چشمات کرده گرفتارُم



    ♫♫♫


     
     
     
     
     
     

    زمستون بود دلدارُم نیومد
    چراغ ِ شوم تارُم نیومد
    دلوم خوش به بهار پیش رو بود
    بهارم رفت و یارُم نیومد
    قطاره اشکُم هر شو براهه
    دل ِ داغونم طاقت نداره
    رفیقون ببرین خبر به یارُم
    که یار جونیت چش انتظاره..



    دلوم رنجوره رفیقُم یارُم
    شُدُم حیرونت اِقد نیازارُم
    حواسُم پرته چشاته یارُم
    زلال ِ چشمات کرده گرفتارُم
    دلوم رنجوره رفیقُم یارُم
    شُدُم حیرونت اِقد نیازارُم
    حواسُم پرته چشاته یارُم
    زلال ِ چشمات کرده گرفتارُم



    تکست آهنگ ترش رو گروه دارکوب


    6 دریافت

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  8. فيلم راز ( قانون جذب ) قسمت اول با زير نويس فارسي

    3 گام قانون جذب :
    • گام اول، درخواست : درخواست کردن اولین گام در روند خلقت است. پس درخواست را جزو عادات خود قرار بده. اگر مجبور به انتخاب هستی و نمی دانی کدام راه را بروی، بپرس. تو هرگز نباید در هیچ موردی در زندگی ات سردرگم باشی. فقط درخواست کن!
     
    • گام دوم، باور : تو باید بر این باور باشی که آن را دریافت کرده ای. تو باید بدانی که هرآنچه بخواهی، در همان لحظه درخواست متعلق به تو شده است. تو باید ایمان محض داشته باشی.
     
     
    • گام سوم، دریافت : گام سوم و گام نهایی در این روند، دریافت است. در این مورد احساسی فوق العاده داشته باش. احساس کن که خواسته ات برآورده می شود. همین حالا آن را احساس کن.

    1 دریافت

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  9. فيلم راز ( قانون جذب ) قسمت دوم با زير نويس فارسي

    گام قانون جذب :
    • گام اول، درخواست : درخواست کردن اولین گام در روند خلقت است. پس درخواست را جزو عادات خود قرار بده. اگر مجبور به انتخاب هستی و نمی دانی کدام راه را بروی، بپرس. تو هرگز نباید در هیچ موردی در زندگی ات سردرگم باشی. فقط درخواست کن!
     
    • گام دوم، باور : تو باید بر این باور باشی که آن را دریافت کرده ای. تو باید بدانی که هرآنچه بخواهی، در همان لحظه درخواست متعلق به تو شده است. تو باید ایمان محض داشته باشی.
     
    • گام سوم، دریافت : گام سوم و گام نهایی در این روند، دریافت است. در این مورد احساسی فوق العاده داشته باش. احساس کن که خواسته ات برآورده می شود. همین حالا آن را احساس کن.

    1 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  10. حيرت انگيز ترين كتاب درمان ديابت در كوتاهترين زمان ممكن

    دانلود رايگان كتاب درمان ديابت در منزل با موادي طبيعي و در زماني اندك...

    1 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  11. ارسال

  12. مداحي ياس مي گويد حسين .. احساس مي گويد حسين


    یار ميگويد حسين دلدار مي گويد حسين


     

    فاطمه بين در و ديوار مي گويد حسين


     
     
     

    ياس مي گويد حسين احساس مي گويدحسين


     

    در كنار علقمه عباس ميگويد حسين


     
     
     

    خاك مي گويدحسين افلاك مي گويد حسين


     

    هر كسي كه خورده شير پاك مي گويد حسين


     
     
     

    ماه مي گويد حسين ، با آه مي گويد حسين


     

    آيه هاي حضرت الله مي گويد حسين


     
     
     

    يار مي گويد حسين ، دلدار مي گويد حسين


     

    در مدينه احمد مختار مي گويد حسين


     
     
     

    نار مي گويد حسين ، گلزار مي گويد حسين


     

    شاه مردان حيدر کرّار مي گويد حسين


     
     
     

    خار مي گويد حسين ، غمخوار مي گويد حسين


     

    فاطمه بين در وديوار مي گويد حسين


     
     
     

    خاک مي گويد حسين ، افلاک مي گويد حسين


     

    مجتبي با سينه صد چاک مي گويد حسين


     
     
     

    خواب مي گويد حسين ، مهتاب مي گويد حسين


     

    منبر و سجاده و محراب مي گويد حسين


     
     
     

    گاه مي گويد حسين بيگاه مي گويد حسين


     

    شمس و نجم و کهکشان و ماه مي گويد حسين


     
     
     

    هوش مي گويد حسين ، بيهوش مي گويد حسين


     

    بين خيمه کودکي مدهوش مي گويد حسين


     
     
     

    چاره ميگويد حسين ، بيچاره مي گويد حسين


     

    غنچه شش ماهه در گهواره مي گويد حسين


     
     
     

    شير ميگويد حسين ، شمشير مي گويد


     

    در تن شه سنگ و نيزه و تيرمي گويد حسين


     
     
     

    لاله مي گويد حسين ، آلاله مي گويد حسين


     

    در خرابه دختري با ناله مي گويد حسين


     
     
     

    ابر مي گويد حسين ، بي صبر مي گويد حسين


     

    پيکرم حتي ميان قبر مي گويد حسين


     
     
     

    زار مي گويد حسين ، غم بار مي گويد حسين


     

    قلب ما با هر تپش صد بار مي گويد حسين


     
     
     

    عود مي گويد حسين ، معبود مي گويد حسين


     

    تا ظهورش مهدی موعود مي گويد حسين


    3 دریافت

    بروزرسانی

  13. كتاب تيزهوشان هشتم

    اين پي دي اف شامل تست هاي تيزهوشان پايه هشتم در سه درس رياضي - علوم و فارسي مي باشد .

    3 دریافت

    ارسال

  14. ارسال

  15. رمان وقتي دلت شكست اثر زهرا شجاع


    تجربه ای شیرین از عشقی بی نهایت با تمام وجود با تو بودن و این است تکرار مکرر عشقی ابدی در کنار توکه مظهر پاک عشقی!تمام هستی ام خالصانه دوستت دارم...



    وقتی دلت شکست



    وقتی دلت شکست،تنها وبی هدف



    شب پرسه میزنی از هر کدوم طرف



    روزای خوبتُ ، انکار می کنی



    این واقعیتُ ، تکرار می کنی



    اطرافیانتُ ،از دست می دی و



    افسرده می شی و ، از دست می ری و



    دوره خودت همش،دیوار می کشی



    افسوس میخوری، سیگار می کشی...



    تن خسته ای ولی...خوابت نمی بره



    این حس لعنتی از مرگ بدتره



    دل می کنی از این،دل می بری از اون



    یه اتفاق تلخ افتاده بینتون



    می بُری از همه از هرکی که هست



    این حال و روزته،وقتی دلت شکست



    «سیامک عباسی»


    180 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  16. افزونه ساخت نقشه سايت براي وردپرس

    نقشه سایت چیست؟

    نقشه سایت XML (زبان نشانه گذاری قابل توسعه) در واقع یک فایل متنی حاوی تمام آدرس های موجود در سایت شماست. همچنین نقشه سایت (سایت مپ) شما میتواند اطلاعات متا هر آدرس از سایت مانند آخرین بروزرسانی، میزان اهمیت و نحوه ارتباط آن با صفحات دیگر را نیز شامل شود. وجود نقشه سایت روبات موتورهای جستجو مانند گوگل را راهنمایی میکند صفحات شما را بصورت بهتر شناسایی کند و همچنین از ایجاد صفحات جدید و تغییرات در صفحات قدیمی شما مطلع شود.


    1 دریافت

    ارسال

  17. رمان هنوز هم مي گويم خدا هست اثر س اكبري

    براي جنگيدن آمده ام ... نه براي صلح... نه از آنهائي كه تفنگ به دست مي گيرند و مي زنند ومي تازند... نه از آنهايي كه با چاقو و دشنه و ساطور پاره مي كنند و مي درند...
    من آمده ام با خود بجنگم.. با خود نا صلاحم... آمده ام در اين كارخانه آدم سازي .. زمين ...ساخته شوم .. چه مي داني من كيستم... پرم .. لبريزم از صداي كساني كه با و بي من ... ندا مي دهند .. تو هيچي ....
    لبريزم از درد ولي مي خندم ...چون بايد ساخته شوم در اين سياره .. سياره خاك....
    لبريزم از آه ولي داد مي كشم و فريادي از شادي ...طنين مي اندازم در دل آنهايي كه نمي دانند .. درون پر تلاطم من درياييست از غم... اندوه...
    و من ..تو چه مي داني من كيستم.... آمده ام براي جنگ ... جنگ با خود... خودي پر از هرزه هاي سياه تمكين و خيانت...شهوت و خودپرستي... كينه و نفرت ... غرور و سياهي ... جهالت و افراطگري ...
    تنها اوست كه مي داند براي من هيچ اكسيري سازنده نخواهد بود مگر گرماي عشق .... گرماي عشق مرا كرد آدم....
    و اينك من آرام... آرامشي در بر زمينم كه آهي را در وجود خود بلعيده ولي مي خندم ..
    مي خندم تا بخندانم... مي خندم تا شاد باشند به جاي من... همانها كه نمي دانند من كيستم...

    17 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  18. آهنگ بي كلام شاد كيميا

    آهنگ بسيار شاد و دوست داشتني از آهنگساز معروف موري خاكساز است ..اثري اورجينال و شنيدني با فلوت ...

    8 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال

  19. بروزرسانی

  20. دانلود ترانه ستايش از مرتضي پاشايي

    متن ترانه ستايش
     
     
     
     
     

    دوباره نم نم بارون صدای شرشر ناودون


     
     

    دل بازم بی قراره


     
     

    دوباره رنگ چشاتو خیال عاشقی باتو


     
     

    این دل آروم نداره نداره نداره


     
     

    شبامو خواب نوازش ، دوباره هق هق و بالش


     
     

    گریه یعنی ستایش


     

    ستایش تو و چشمات ، دلم هنوز تورو میخواد


     
     

    دل بازم پر زده واسه عطر نفس هات


     
     

    ♫♫♫


     

    اتاقم عطر تو داره ، دلم گرفته دوباره


     
     

    کار من انتظاره


     
     

    یه عکس و درد دلامو ، میریزه اشک چشامو


     
     

    غم تمومی نداره نداره نداره


     

    صدای باد و کوچه ، داره تو خونه می پیچه


     
     

    قلبم آروم نمیشه


     
     

    بغل گرفتمت انگار ، دوباره خوابه و تکرار


     
     

    باز نبودی و من تکیه دادم به دیوار


     
     

    ستایش یعنی این دیوونگی ها


     
     

    شبیه حس خوب تو دل ِ ما


     

    نگا کن تو چشای بیقرارم


     

    چقد این لحظه هارو دوست دارم


     

    تصور میکنم پیشم نشستی


     
     

    چقد خوبه چقد خوبه که هستی


     
     

    ستایش یعنی این حسی که دارم


     

    نمی تونم تورو تنها بزارم


     
     




     
     

    ترانه سرا : مهرزاد امیرخانی


    13 دریافت

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  21. رمان اسطوره از پگاه عزيز كاربر نود و هشتيا

    يكي از بهترين كارهاي چند سال اخير
     
    به جرات مي تونم بگم با اين رمان حس هاي زيبا و دوست داشتني رو تجربه خواهيد كرد
     
    و به شدت به كساني كه تمايل به يادگيري نوشتن در اين سبك زيبا رو دارند
     
    پيشنهاد مي شه

    10 دریافت

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  22. ﺗﻘﻮﯾﻢ ﺍﺫﺍﻥ ﮔﻮ ﺑﺎﺩ ﺻﺒﺎ 3 - براي گوشيهاي جاوا

    تقویم اسلامی باد صبا، نمونه ای دیگر از معرفی و ارائه ارزش های اسلامی در قالب تقویم سه گانه می باشد که با هدف ارج نهادن به فرهنگ والای نماز توسط موسسه فرهنگی موج همراه نور تولید گردیده است. این نرم افزار بگونه ای طراحی شده که امکان نصب و اجرا بر روی طیف وسیعی از گوشی ها و نیز گوشی هایی با سیستم عامل آندروید را فراهم می سازد. در این نرم افزار کاربر ضمن مشاهده اعمال ، ادعیه ، آداب ، اوقات شرعی و … بصورت روزانه از قابلیت پخش خودکار اذان در اوقات شرعی شهر مورد نظر نیز برخوردار است. از دیگر امکانات آن می توان به مشاهده اوقات شرعی ۳۲۰ شهر ایران و هر نقطه جغرافیایی دیگر، ارائه وقایع روزانه ، چندین پوسته گرافیکی، تبدیل تاریخ و … اشاره داشت. گفتنی است تقویم باد صبا بدون محدودیت زمانی و به صورت رایگان برای کاربران قابل استفاده می باشد. این نرم افزار مخصوص گوشی های جاوا می باشد.

    5 دریافت

    بروزرسانی

  23. Math Pop! Free *** بازي آموزش رياضيات

    براي اندرويد
     
    یک بازی سرگرم کننده با عملیات مختلف ریاضی برای کودکان و خردسالان عزیز می باشد که توسط توسعه دهنده ای بنام ELearning Interactive منتشر شده است. طراح این بازی در توضیحات خود آورده که وی این برنامه را برای آموزش ریاضی به فرزند خود ساخته و سپس در اختیار سایر کاربران قرار داده است. با نصب این برنامه میتوانید گوشی و تبلت خود را به وسیله ای آموزشی برای خردسالان عزیز تبدیل کرده و اعمال ضرب، تقسیم، جمع و تفریق را از طریق بازی به آنها آموزش دهید.

    1 دریافت

    بروزرسانی

  24. Wondershare_Flash_Gallery_Factory

    Wondershare Flash Gallery Factory 4.8.2.18
     
    نام نرم افزاری قدرتمند برای ساخت گالری عکس فلش و اسلایدشو با مجموعه ای از عکس ها و موزیک های زیبا می باشد . این نرم افزار یکی از محصولات شرکت Wondershare می باشد. همچنین با این نرم افزار می توانید تصاویر خود را به صورت اسکرین سیور نیز تبدیل کنید . از ویژگی های این برنامه می توان به دارار بودن بیش از ۵۵ قالب نمونه گالری عکس فلش دو بعدی و سه بعدی و بیش از ۵۰ نمونه اسلایدشو برای ازدواج، جشنواره، کار و … می باشد. در نهایت می توان از عکس ها با فورمت های swf ، scr ،exe ،html خروجی گرفت. و از دیدن آن لذت برد .
     
     
    در صورت خرابي لينك دانلود گزارش دهيد

    6 دریافت

    0 دیدگاه

    بروزرسانی

  25. رمان خالكوبي از دنياي عزيز كاربر نود و هشتيا

    رماني با نثري فوق العاده
     
    رماني كه خوندنش براي كساني كه مي خوان نويسنده شن فوق العاده پيشنهاد ميشه

    8 دریافت

    0 دیدگاه

    ارسال